معنی تیز گر، سعی، جدو جهد، مشهی, معنی تیز گر، سعی، جدو جهد، مشهی, معنی تdx ;c، sud، [bm [ib، kaid, معنی اصطلاح تیز گر، سعی، جدو جهد، مشهی, معادل تیز گر، سعی، جدو جهد، مشهی, تیز گر، سعی، جدو جهد، مشهی چی میشه؟, تیز گر، سعی، جدو جهد، مشهی یعنی چی؟, تیز گر، سعی، جدو جهد، مشهی synonym, تیز گر، سعی، جدو جهد، مشهی definition,